با این روش ها متوجه دروغگویی افراد شده و آنها را به راستگویی وادار کنید!

همه دوست دارند که حقیقت را بفهمند و وقتی کسی داستان و مطلبی را برایشان تعریف میکند از صحت و اعتبار آن داستان اطمینان داشته باشند؛ ولی موضوع اینجاست که این قضیه بدون داشتن مختصری علم روانشناسی امکان پذیر نیست، داستان از اینجا جالب میشود اگر بدانید که با دانستن اندکی روانشناسی و توانایی خواندن علایم ساطره از بدن میتوانید به اعتبار داستان بیان شده از زبان کسی پی ببرید، حال سوالی که اینجا مطرح میشود این است که ابزار لازم برای انجام چنین کار دلچسبی چیست؟

1

البته قبل از ورود به این بحث بایستی به صورت کلی اشاره کنیم که اگر بتوان سرنخها و پاسخهای غیر ارادی بدن را با تاکتیکهایی پیدا کرد میتوان به خط پاسخهای بدن نسبت به داستان بیان شده پی برد، در واقع بدن و مغز هرکس به صورت ناخوداگاه به دروغ پاسخ نشان میدهد و در واقع یک خط پاسخ دارد که با کشف کردن آن میتوان به نوع داستان و صحت آن پی برد.

زبان بدن به ما چه میگوید؟

How-to-force-a-liar-to-truth-01زبان بدن خیلی از ناگفته‌های یک موضوع و گفته را به ما میگوید؛ مثلا خیلی از شما شنیده‌اید که اگر کسی حرفی را همراه با نوعی خنده شیطانی به شما بزند به احتمال زیاد شما را به اصطلاح دست انداخته و حقیقت را به شما نمیگوید. البته در مورد زبان بدن نیز بایستی بیان شود که همیشه قابل استناد نیست زیرا بسیاری مواقع بدلیل موضوعاتی نامربوط بدن خط پاسخی به شما میدهد که ممکن است شما از آن برداشت نادرست داشته باشید و نتیجه گیری شما نامربوط و غلط باشد. به همین جهت همیشه بایستی برای نتایج برداشتی از زبان بدن درصدی خطا قایل شویم؛ برای مثال «جو ناوارو» یکی از ماموران سابق سازمان جاسوسی آمریکا بیان میدارد که در یکی از بازجویهایش از یک زن تمام علایم جرم را مشاهده کرده و انواع خطوط پاسخهای ذهنی که نشان از استرس بود را مشاهده نموده است ولی بعدها مشخص میشود که آن خانوم بخاطر ماشین خود که در جای نادرست پارک شده بوده استرس داشته و برای همین علایم نادرست از خود ساطح میکرده است. در کل هنگامی که بدن یک شخص نشانه های استرس و اضطراب از خود نشان دهد تاییدی بر ناراحت بودن جسم و ذهن او میباشد که یکی از دلایل ناراحتی میتواند عذاب ناشی از دروغ گفتن باشد، البته باز تاکید میشود که ممکن است این نشانه‌ها بخاطر عوامل دیگری جز دروغگویی باشد.

چگونه میتوان از زبان بدن برای کشف حقیقت استفاده کرد؟

متخصصان علم زبان بدن، برای استفاده از علایم نشر یافته از بدن بیان میدارند که شخص سوال کننده ابتدا بایستی یک خط پایه از پاسخهای بدنی شخص پیدا کند ، برای این منظور او بایستی از شخص مورد نظر خود ابتدا چندین سوال ابتدایی و آسان و ترجیحا نامربوط با این قضیه کند تا بتواند متوجه خط پاسخی بدن شخص در هنگام بی استرسی شود. در این هنگام است که بایستی جهت‌گیری سوالات به سمت مورد نظر برود و آنگاه با دقت تمام تغیرات چهره و بدن را زیر نظر گرفت تا در صورت بروز استرس و اضطراب ناشی از دروغ بتوان به سرعت واقعیت را کشف کرد. حال برای مثال چند مورد از موارد ناشی از اضطراب را بیان میکنیم؛ مثلا اگر شخصی هنگام پاسخ دادن به سوال چشم خود را بخاراند و یا سرعت پلک زدنش بیشتر شود و یا چشم خود را ببندد و یا سر خود را تا اندازه ای به سمت دیگری بچرخاند و یا صدای خود را آرام کند و یا گوش خود را بگیرد اینها تماما میتواند نشانه‌های اضطراب و دروغگویی باشد. لذا در هنگام مشاهده این گونه موارد بایستی به این نتیجه‌گیری برسیم که شخص مورد نظر در حال دروغگویی است. یکی از ماموران اف‌بی‌آی در هنگام بررسی وقوع یک قتل از مضنون خود اینگونه بازجویی کرد که بعد از بدست آوردن خط بی استرس از او پرسید که مقتول را چرا با کارد کشته ولی قاتل گفت که چنین کاری نکرده. بعد از آن پرسید چرا با اسلحه کشته که باز پاسخ قبلی را شنید. دست آخر از او پرسید چرا مقتول را با ساطور کشته که در این هنگام قاتل همزمان با انکار داستان چشمان خود را میخواراند که از این حرکت بازپرس به این نتیجه میرسد که احتمالا بایستی مقتول با ساطور کشته شده باشد. بعدها مشخص میشود که همینگونه نیز بوده است؛ یعنی نه‌تنها توانستند قاتل را شناسایی کنند، بلکه نحوه قتل را نیز شناسایی کردند. حال برای آشنایی با این روش تشخیص حقیقت و همچنین تسلط بر آن توصیه میشود که از یکی از دوستان خود بخواهید که یک وسیله شما را بدزدد و آن را جایی که شما نمیدانید مخفی کند. آنگاه شما جهت یافتن آن وسیله او را مورد بازجویی قرار دهید و او نیز بایستی با دروغهای خود شما را از رسیدن به وسیله خود منع کند. شما نیز بایستی ابتدا با پرسیدن سوالات بدیهی و بدون استرس خط پاسخی بدن او را به حالات بدون استرس شناسایی کنید و بعد از آن بروید سراغ جاهایی که فکر میکنید او آن وسیله را مخفی کرده است و با نام بردن از آن مکانها حالات بدن او را زیر نظر بگیرید و در صورت هرگونه انحراف با خط پاسخی بدون استرس حقیقت را کشف نمایید.How-to-force-a-liar-to-truth-02

در صورت داشتن مدرک قابل قبول شخص دروغگو را وادار به اعتراف کنید.

 در صورتی که تا حدودی به دروغگو بودن شخص اطمینان دارید ولی به یقین آن را نمیتوانید ثابت کنید یکی از بهترین روشهای استخراج حقیقت تحت فشار قرار دادن متهم با بمباران سوالی و کنوکاو زیاد در باره موضوع است که در صورت دروغگو بودن شخص زیر چنین فشاری تسلیم شده و یا در جایی از داستان خود به دلیل دیده شدن از زوایای مختلف دچار چندگانگی میشود و خط فکری خود را فراموش میکند که نتیجه آن مشخص بودن دروغگویی وی میگردد. برای مثال؛ زمانی که میخواهید شخصی را در باره موضوعی قانع به دروغگویی کنید، او را مرتب با سوالهای گوناگون و با زاویه دید مختلف تحت حمله قرار دهید که نتیجه آن گیج شدن شخص مورد نظر و از دست دادن زمان برای پاسخ دادن به سوال شما از دیدگاه صحیح خود میباشد که نهایتا منجرب به فاش شدن واقعیت میشود. البته همیشه این روش نیز جوابگو نیست؛ زیرا نبایستی فراموش کنیم که چنین ترفندی نیاز به هوش بالا و قدرت تحلیل بالایی دارد زیرا در این وسط ممکن است خود شخص سوال کننده خط فکری خود را فراموش کرده و دچار سردرگمی شود. حال روش دیگر برای به اعتراف کشاندن چنین اشخاصی روش استفاده از صداقت زیاد است که البته این روش به ندرت جواب میدهد ولی به این گونه عمل میکند که میتوان شخص مورد نظر را دچار نوعی عذاب وجدان کرد با صداقت بیحد خود و نتیجه آن اعتراف و اقرار به گناه است.

در کل برای جمع بندی میتوان بیان داشت که در صورت داشتن اطلاعات کافی ولی ناقص روش تحت فشار قرار دادن موثر است و در صورت نداشتن اطلاعات کافی روش استفاده از زبان بدن میتواند کارساز باشد که در هر صورت بایستی همیشه مد نظر داشته باشیم که بدست آوردن خط پاسخ فکری بدون استرس در اولویت است و بعد از آن بایستی برویم دنبال مراحل دیگر.

lifehacker

شاید بخوای اینا رو هم بخونی:

نوشتن دیدگاه

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه شما پس از بررسی توسط تحریریه منتشر خواهد شد. در صورتی که در بخش نظرات سوالی پرسیده‌اید اگر ما دانش کافی از پاسخ آن داشتیم حتماً پاسخگوی شما خواهیم بود در غیر این صورت تنها به امید دریافت پاسخ مناسب از دیگران آن را منتشر خواهیم کرد.

1 نظر
  1. احمد نخعیah, nak می‌گوید

    بعنوان یک پژوهشگر در حوزه علوم سیاسی ، این کار وقتی کاملا بی معنی میشود که دارید به سخنان و صحبتهای یک سیاستمدار گوش میدهید . چون وقتی که یک سیاستمدار واقعیت را میگوید و زمانی که خلاف آنرا میگوید هیچ تفاوت معنی داری در رفتار و گفتارش مشاهده نمیکنید .اگر عمری باقی ماند برای غلبه بر این توانایی سیاستمداران چند روش یافته ام که خیلی جالب میشه بدون هزینه کردن زمان و قبل از اینکه آن جناب بروش سعی و خطا بخواهد در میدان عمل تازه کسب تجربه نماید ، وی را محک زد .

    0