میتوانید ظاهر فارنت را به سلیقه خود تغییر دهید.
نزدیک به سه ماه است که اینترنت در ایران عملا خاموش شده؛ 87 روز، یعنی بیش از 2064 ساعت، در وضعیتی زندگی کردهایم که هر لحظهاش بوی بیخبری، بیاعتمادی و خستگی میدهد. این روزها قطع اینترنت در ایران فقط یک محدودیت فنی نیست؛ تبدیل شده به یک تجربه جمعی از انزوا. تجربهای که در آن نه میتوانیم روایتهای مستقل را دنبال کنیم و نه میتوانیم مطمئن باشیم فردا صبح، همان حداقلی که امروز داریم، باقی خواهد ماند.
این قطع طولانیمدت، بیش از آنکه یک «اقدام امنیتی» باشد، یک سایه سنگین است؛ سایهای که روی زندگی، کار، ارتباطات و حتی احساس امنیت روانی مردم افتاده.
محمد سرافراز، عضو شورای عالی فضای مجازی، در سخنانی که شاید تا چند سال پیش تصورش هم سخت بود، گفت رئیسجمهور نه اراده و نه توان استفاده از اختیاراتش برای حل بحران اینترنت را داشته. او حتی پا را فراتر گذاشت و گفت دولت به سوگند اجرای قانون اساسی پایبند نمانده است.
اما مهمتر از همه، این جمله است: «مسئول نهایی قطع اینترنت کسانی هستند که در بالاترین ردههای حکمرانی تصمیم میگیرند اما پاسخگو نیستند.»
این اعتراف، پرده از واقعیتی برمیدارد که مردم مدتهاست احساسش میکنند: اینکه مسئله اینترنت، نه در دولت، بلکه در ساختارهای بالادستی و غیرپاسخگو ریشه دارد.
سرافراز در ادامه توضیح میدهد که قطع اینترنت در ایران برای برخی گروهها نه تهدید، بلکه فرصت است. فرصتی برای فروش فیلترشکن، برای ایجاد اینترنت طبقاتی، برای واردات تجهیزات کنترل از چین و برای ساختن یک بازار جدید به نام «اینترنت پرو».
این تصویر، تصویری تلخ است: اینکه محدودیت، خودش تبدیل به یک صنعت سودآور شده؛ صنعتی که ذینفعانش در همان شوراهایی نشستهاند که باید سیاستگذاری بیطرفانه انجام دهند.
وقتی تصمیمگیران از محدودیت سود میبرند، طبیعی است که اینترنت آزاد نه یک حق، بلکه یک تهدید تلقی شود.
حسامالدین آشنا، رئیس اسبق مرکز بررسیهای ریاستجمهوری، نیز میگوید سالها فیلترینگ گسترده نه امنیت را افزایش داده و نه محتوای نامناسب را حذف کرده. او این وضعیت را «شکست کامل سیاست فضای مجازی» مینامد.
این جملهاش شاید دقیقترین توصیف باشد: «در کشور ما بستن راحت است و باز کردن سخت.»
بهنظر میرسد برخی مسئولان، در شرایطی که کشور با بحرانهای متعدد روبهروست، به هدف دیرینه خود یعنی بستن اینترنت رسیدهاند و حالا حاضر نیستند از آن عقبنشینی کنند. این نگاه، همان نگاهی است که صنعت خودرو را به وضعیت فعلی رساند: انحصار، بیرقابتی و عقبماندگی.
ستاد راهبری فضای مجازی به ریاست محمدرضا عارف، بازگشت اینترنت به وضعیت قبل از دی 1404 را تصویب کرده. اما این مصوبه هنوز روی میز رئیسجمهور است و سه رأی مخالف هم دارد؛ رأیهایی که هیچکس نمیداند متعلق به چه کسانی است، اما حدسها کم نیست.
محمد مهاجری، فعال رسانهای اصولگرا، خواستار انتشار صورتجلسه شده تا مشخص شود چه کسانی همچنان خواهان مسدود ماندن اینترنتاند. این مطالبه، نشان میدهد که حتی در میان جریانهای نزدیک به حاکمیت هم خستگی از این وضعیت بهوضوح دیده میشود.
محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، با لحنی صریح میگوید نمیشود شعار حمایت از مردم داد اما در عمل به مردم اعتماد نکرد و اینترنت را بست. او بستن اینترنت را به بستن یک اتوبان به خاطر تخلف یک کامیون تشبیه میکند؛ تشبیهی که شاید ساده باشد، اما دقیق است.
عارف میگوید برخی مخالفتها با بازگشایی اینترنت ریشه در منافع شرکتی و سلیقههای شخصی دارد. این جمله، اگرچه کوتاه است، اما عملاً اعتراف میکند که منافع اقتصادی و سیاسی در تصمیمگیریهای مربوط به اینترنت نقش پررنگی دارد.
در سه ماه گذشته، مردم فهمیدند که اینترنت در ایران نه یک حق، بلکه یک امتیاز است؛ امتیازی که هر لحظه ممکن است گرفته شود. فهمیدند که تصمیمگیران پاسخگو نیستند و ذینفعان محدودیت، قدرتمندتر از کسانیاند که باید از حقوق مردم دفاع کنند.
بازگشت اینترنت، اگر اتفاق بیفتد، شاید بخشی از مشکلات را حل کند، اما اعتماد ازدسترفته را نه. تا زمانی که ساختار تصمیمگیری شفاف نشود، تا زمانی که ذینفعان از سیاستگذاری کنار نروند و تا زمانی که اینترنت بهعنوان یک حق به رسمیت شناخته نشود، هر بازگشاییای موقت خواهد بود.
این 90 روز به ما یاد داد که اینترنت فقط یک ابزار ارتباطی نیست؛ زیرساخت زندگی مدرن است. و قطع آن، یعنی قطع جریان طبیعی جامعه.
وارد حساب کاربری خود شوید تا از امکانات فارنت بهرهمند شوید.اگر حساب کاربری ندارید، همین حالا ثبتنام کنید تا از محتوای خاص و خدمات ما لذت ببرید.
دیدگاه شما پس از بررسی توسط تحریریه منتشر خواهد شد. در صورتی که در بخش نظرات سوالی پرسیدهاید اگر ما دانش کافی از پاسخ آن داشتیم حتماً پاسخگوی شما خواهیم بود در غیر این صورت تنها به امید دریافت پاسخ مناسب از دیگران آن را منتشر خواهیم کرد.
ایمیل شما منتشر نخواهد شد.