میتوانید ظاهر فارنت را به سلیقه خود تغییر دهید.
گیمپلی بازی را میتوان ترکیبی از گیمپلی دو عنوان محبوب این سبک، یعنی سری "بتمن" و "فرقه قاتلین" دانست. گرچه بازی از لحاظ فرم گیمپلی شباهت بیشتری به بتمن دارد اما کارهای پارکور و کمبوها را بیشتر از سری "فرقه قاتلین" قرض گرفته است.
نمیدانم تعریف شما از “عظیم” و یا حتی “بینهایت” چیست و یا چه چیزهایی را عظیم میدانید، ولی بیشک دنیای خلق شده توسط J.R.R Tolkien را باید عظیم دانست. دنیایی که با خلق کتاب هابیت شروع شد و با مجموعه کتابهای تاریخ سرزمین میانه به پایان رسید. دنیایی که پس از نشر قریب به 10 کتاب قطور از آن، هنوز راه بلندی را در پیش دارد.
حال این سوال پیش میآید که آیا عظیم بودن برای یک چیز کافی است؟ قطعا جواب به این سوال خیر است و علاوه بر بزرگ بودن، المانهای دیگری نیز نیاز است تا یک مجموعه ماندگار شود. و یا صرفا مشتقات این مجموعه نیز به اندازه خود مجموعه درخور این القاب هستند؟ جواب به این سوال نیز خیر است. این بند در مورد “سرزمین میانه” نیز صدق میکند و تا کنون بازی مناسب و درخور با این مجموعه (به غیر از سری استراتژیک Middle earth) عرضه نشده بود.
تا اینکه استودیوی “Monolith” شهامت کافی را به خرج داد و تصمیم گرفت عنوانی درخور این دنیا بسازد! مراحل ساخت بازی بسیار بی سر و صدا طی شد و کمتر کسی از روند ساخت این بازی خبر داشت. تا اینکه بازی منتشر شد و با موجی از نقدهای مثبت و رضایتمندی مردم طرف شد. اما آیا این بازی واقعا درخور این مجموعه است؟
داستان بازی بین وقایع کتاب اول (هابیت) و سه گانه (ارباب حلقه ها) اتفاق میافتد. داستان بازی از این قرار است که رنجری به نام “تالیون”، که از نسل انسانهای “گندر” است، خود و خانوادهاش مورد تهاجم ارتش سائورون قرار میگیرند و توسط “دست سیاه سائورون” کشته میشوند. اما تالیون از مرگ طرد میشود و همراه با روحی عجین شده و به “موردور” برمیگردد تا انتقام خون خود و خانوادهاش را بگیرد.
داستان بازی شروع جذابی دارد اما همه چیز خلاصه شده و شما احساس میکنید کسی آن را روی دور تند گذاشته است. اما پس از مدتی درام بازی افت محسوسی پیدا میکند و شما این مورد را کاملا احساس میکنید. بر خلاف فصل ابتدایی بازی، هیچ اتفاق مهمی پیرامون خط اصلی داستانی، طی چپترهای بعد رخ نمیدهد و کفر شما را در میآورد! گرچه سازندگان تاکید بسیاری بر جانشین کردن اتفاقهای فرعی (مانند ملاقات با گالوم و پیدا کردن جاسوسی به نام “رت بَگ”) در بازی جای دادهاند اما کمکی به پیشروی خط اصلی بازی نمیکند و بعد از مدتی شما خط داستانی بازی را گم خواهید کرد!
گیمپلی بازی را میتوان ترکیبی از گیمپلی دو عنوان محبوب این سبک، یعنی سری “بتمن” و “فرقه قاتلین” دانست. گرچه بازی از لحاظ فرم گیمپلی شباهت بیشتری به بتمن دارد اما کارهای پارکور و کمبوها را بیشتر از سری “فرقه قاتلین” قرض گرفته است.
گیمپلی بازی مانند یک طول موج است یعنی اوایل بازی به شدت سخت است و شما با تحمل رنج و مشقت فراوان باید سعی کنید خود را لول آپ کنید و با به دست آوردن پول بازی و “ rune “ ها، اسلحههای خود را پیشرفت دهید. اگر شما این کارها را زودتر از موعد بازی قرار دهید بازی به سادهترین عنوانی تبدیل میشود که تا کنون تجربه کردهاید، متاسفانه سازندهها در لول آپ شدن کاراکتر بازی زیاد دقت نکردهاند و شما میتوانید با خریدن آپگریدهای موجود در بازی، بسیار قوی شده و بازی را به راحتی هر چه تمامتر به پایان برسانید.
مشکل دیگری که در گیمپلی بازی حائز اهمیت است، روند تکراری شدن بازی است. دو بازی “بتمن” و “فرقه قاتلین” نیز پیش از این دچار این ویروس شده بودند و روند تکراری بودن را به خود میگیرند. کل بازی در فشردن فلان کلیک و مقابله با اتکهای دشمن خلاصه شده است، چیزی که در این عنوان کم و بیش نیز وجود دارد. اما تلاش سازندگان برای جلوگیری از تکراری شدن بازی واقعا ارزشمند است. مکانیزم تیر و کمان و ضربههایی که پس از رسیدن کمبو به تعداد معینی ضربه میرسد، تقریبا از یکنواختی بازی و گیمپلی سینوس وار آن میکاهد. اما برگ برندهی بازی این نیست، در اواسط بازی مکانیزم جدیدی معرفی میشود که شما میتوانید با استفاده از آن، پیش از درگیری، تعدادی از دشمنان را تحت کنترل خود در بیاورید و از آنها برای کمک به خودتان در نبردها استفاده کنید. چیزی که پیش از این در کمتر بازی مشاهده شده بود و اگر هم وجود داشت به این تکامل نرسیده بود.
قسمت دیگری که سازندگان برای جلوگیری از یکنواخت شدن بازی، تعبیه کردهاند سیستمی به نام “نمسیس” است . شما با استفاده از این سیستم میتوانید وارچیفها و کاپیتانها و تمامی مقامات درجه بالای دشمن را شناسایی کرده و با روشهای مختلف به قتل برسانید تا بتوانید به “دست سیاه سائورون” برسید. این سیستم به قدری جذاب درست شده است که شما خیلی از اوقات خط داستانی بازی را رها کرده و به کشتن کاپیتانهای حریف میپردازید. کاپیتانها نیز مانند شما هستند و از هوش مصنوعی نسبتا بالا و نسل بعدی بهره میبرند. هر کاپیتان دارای نقاط ضعف و قوتی است که اگر شما بتوانید قبل از نبرد آنها را با روشهای مختلف (از جمله تهدید اورکهای دیگر) به دست آورید کار شما بسیار راحت میشود. تمامی اورکها لول آپ میشوند و اگر شما در کشتن کاپیتانی ناموفق باشید، کاپیتان لول آپ میشود و روشهای شما برای مبارزه را یاد میگیرد و میتواند به راحتی شما را به قتل برساند و به درجات بالاتری دست یابد.
سوار کاری نیز یکی دیگر از بخشهای بازی است ولی آن طور که باید و شاید، پرداخته نشده است. در واقع مانند بچهای دو ساله است که هنوز راه بسیار زیادی را در پیش دارد! شما میتوانید با تسخیر کردن حیوانات، از آنها سواری بگیرید و یا آنها را کنار خود نگه دارید تا در کنار شما در جنگها حضور داشته باشند و به دشمنان بازی آسیب برسانند.
تنوع دشمنان نیز در سطح بسیار خوبی قرار میگیرد. کلاسهای متنوعی که برای مقابله با هر کدام از آنها باید از روش استفاده کنید، به تنوع بازی کمک بسیار شایانی کرده است. اما تنوع حیوانات موجود در بازی بسیار کم است و تنها به 2 نوع مختلف خلاصه میشود.
به گرافیک بازی نمیتوان لقب نسل بعدی را داد زیرا هنوز جای کار بسیاری دارد. اما میتوان گفت که برای یک بازی بین نسلی در حد قابل قبولی قرار دارد. تکسچرها کیفیت خوبی دارند و اتمسفر بازی به خوبی توسط فیلترهای رنگهای سرد، پیاده شده است. اما تنها چیزی که در این بین با بقیه بخشها همخوانی ندارد، چهره کمتر کار شدهی تالیون است. در واقع میتوان گفت چهرهی اورکهای بازی از چهرهی تالیون جزئیات بیشتری دارند که خودمان هم دلیلش را نمیدانیم. در واقع این مشکل تنها برای شخصیتهای مهم بازی وجود دارد، برای مثال شخصیت “دست سیاه سائورون” نیز نسبت به بقیه اورکها و اشخاص موجود در بازی چهره کمتر پرداخت شدهای دارد. بهتر است دلیل این کار را از سازندگان بازی بپرسیم که متاسفانه دسترسی به آنها مقدور نیست!
اما از لحاظ موسیقیایی بازی در سطح بسیار خوبی قرار میگیرد . آهنگساز این بازی، “ Garry Schyman “ توانسته موسیقی در خور این بازی تولید کند. گرچه قطعات این آلبوم به خوبی سهگانهی ارباب حلقهها که توسط “هاوارد شور” ساخته شده است، نیست اما همین که میتواند احساس را به ما منتقل کند کافی است.
ریتمهای تند و ضرب آهنگها به هنگام مبارزهها و یا ترور شخصیتهای مهم، آدرنالین خون شما را به شدت بالا میبرد و از همه مهمتر موسیقی هنگام مرگ شما است که ترس عجیبی را به جان شما میاندازد. شاید دلیل این ترس موسیقی باشد یا ترس از ارتقای درجه اورکها، کسی چه میداند!
“ Middle Earth : Shadow of Mordor“ قطعا یک بازی خوب است و اگر شما تا کنون آن را تجربه نکردهاید، کار بسیار خبطی انجام دادهاید. این بازی در بین بازیهای جدید منتشر شده احترام خاصی دارد و توانسته از پس موج سختگیری منتقدها بر آید. پس بازی کردنش واجب است!
وارد حساب کاربری خود شوید تا از امکانات فارنت بهرهمند شوید.اگر حساب کاربری ندارید، همین حالا ثبتنام کنید تا از محتوای خاص و خدمات ما لذت ببرید.
دیدگاه شما پس از بررسی توسط تحریریه منتشر خواهد شد. در صورتی که در بخش نظرات سوالی پرسیدهاید اگر ما دانش کافی از پاسخ آن داشتیم حتماً پاسخگوی شما خواهیم بود در غیر این صورت تنها به امید دریافت پاسخ مناسب از دیگران آن را منتشر خواهیم کرد.
ایمیل شما منتشر نخواهد شد.